پیشینه تاریخی
دیرینگی بافت‌ تاریخی‌ بوشهر، به‌ دوره‌ی‌ حکومت‌ نادرشاه‌ افشار برمیگردد که‌ در آن‌ هنگام‌ با تأسیس‌ پایگاه‌ دریایی‌ نادرشاه‌ در خور شرقی‌ بوشهر موسوم‌ به‌ خور نادری‌، بندر بوشهر از یک‌روستای‌ کوچک‌ ماهیگیری‌ (۱) به‌ یک‌ بندر مهم‌ تبدیل‌ گردید. مادام‌ دیولافوا در سفر اول‌ خود به‌ بوشهر به‌ کشتی‌هایی‌ اشاره‌ می‌کند که‌ به‌ احتمال‌ قوی‌ بازمانده‌ی‌ کشتی‌های‌ نادرشاه‌بوده‌اند (۲). از آن‌ تاریخ‌ رونق‌ و آبادانی‌ آن‌ ادامه‌ یافت‌ و در دوره‌ی‌ زندیه‌ به‌ دلیل‌ نزدیکی‌ به‌ پایتخت‌ ایران‌ در شیراز اهمیت‌ این‌ بندر دوچندان‌ شد. بافت‌ قدیم‌ بوشهر از شرق‌، شمال‌ و سمت‌مغرب‌ به‌ دریا محدود است‌ و از جنوب‌ به‌ خیابان‌ لیان‌ فعلی‌ محدود است. در گذشته‌ یعنی‌ در سال‌ ۱۲۷۱ هـ.ق‌ در محل‌ خیابان‌ لیان‌، حصار شهر با تعداد پانزده‌ باروی‌ نظامی‌ مستقر بوده‌ ودروازه‌ی‌ اصلی‌ شهر در محل‌ میدان‌ انقلاب‌ فعلی‌ قرار داشته‌ که‌ هنوز هم‌ در فرهنگ‌ و عرف‌ بومیان‌ بوشهر به‌ نام‌ دروازه‌ مشهور است‌. (۳) / (۴) در آن‌ ایام‌ در داخل‌ محدوده‌ی‌ شهر بوشهر ساختمان‌های‌ مردم‌ دو، سه‌ و حتی‌ چهار طبقه‌ بوده‌ که‌ از سنگ‌های‌ فسیلی‌ و ملاط گچ‌ و ساروج‌ و بعضٹ کاه‌ و گل‌ و پوشش‌ تیر چندل‌ ساخته‌ شده‌ ودرب‌ و پنجره‌های آن نیز از جنس‌ چوب‌ ساج‌ بوده‌ که‌ در برابر موریانه‌ و رطوبت‌ کاملاً مقاوم‌ بوده‌اند و احداث‌ خانه‌های‌ کپری‌ (kepar) و غیر استاندارد در داخل‌ محدوده‌ی‌ شهر ممنوع‌ بوده‌ است‌. (۵) در خارج‌ از حصار شهر بوشهر زمین‌های‌ پست‌ قرار داشته‌ به‌ طوری‌ که‌ در طول‌ زمستان‌ و به‌ خصوص‌ در هنگام‌ مد آب‌ دریا، آن‌ جا را آب‌ می‌گرفته‌ و به‌ شتل‌ العرب‌ یعنی‌ شطالعرب‌ معروف‌بوده‌ و لذا مردم‌ بوشهر با محدودیت‌ زمین‌ مواجه‌ بوده‌اند و به‌ همین‌ دلیل‌ ساختمان‌های‌ خود را در طبقات‌ و به‌ طور عمودی‌ گسترش‌ می‌داده‌ و کوچه‌ها را نیز تا حد امکان‌ باریک‌ انتخاب‌می‌کرده‌اند تا از زمین‌ موجود حداکثر استفاده‌ به‌ عمل‌ آید.(۶) اولین‌ آبادی‌ خارج‌ از بوشهر، روستای‌ سنگی‌ و جفره‌ بوده‌ که‌ هم‌ اکنون‌ به‌ محلاتی‌ از شهر بوشهر فعلی‌ تبدیل‌ شده‌اند. جبهه‌ی‌ ساحلی‌ بافت‌ قدیم‌ بوشهر در سال‌ ۱۳۷۸ تحت‌ شماره‌ی‌ ۲۳۶۰ در فهرست‌ آثار ملی‌ کشور به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌. برادلی‌ برت‌، در سفرنامه‌ی‌ خود به‌ نام‌ خلیج‌ فارس‌ تا دریای‌ خزر، از طریق‌ ایران‌ که‌ در سال‌ ۱۹۰۹ در لندن‌ منتشر شده‌، بوشهر را شهر دریاها یا شهری‌ دریایی‌ نامیده‌ و ارتباط میان‌ بوشهر ودریا را یک‌ ارتباط منحصر به‌ فرد و بی‌نظیر توصیف‌ کرده‌ است‌: اگر شهری‌ را بتوان‌ دریایی‌ نامید، به‌ درستی‌ که‌ آن‌ شهر، بندر بوشهر است‌. او در جایی‌ دیگر می‌گوید: در کناره‌ی‌ دریا، امواج‌، دیوار ساحلی‌ شهر (بوشهر) را غرش‌ کنان‌ درهم‌ می‌کوبد، گویی‌ که‌ در آن‌ جا هنگامه‌ای‌ به‌ پا شده‌ است‌.... منظره‌ی‌ شهر آمیزه‌ای‌ از رنگ‌های‌ سفید، زرد و قهوه‌ای‌ است‌، درست‌ به‌ یاقوتی‌ ارغوانی‌ می‌ماند که‌ آن‌ را در دریایی‌ از نقره‌ کار گذاشته‌ باشند. دم‌ به‌ دم‌ که‌ (از راه‌ دریا) به‌ بوشهر نزدیک‌تر می‌شوی‌،... چنان‌ در می‌یابی‌ که‌ بوشهر میان‌ دریا و اشعه‌ی‌ خورشید جلوه‌گری‌ می‌کند.(۷) بافت‌ زیبای‌ شهر بوشهر از حدود هفتاد سال‌ پیش‌ یعنی‌ پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ اول‌ رونق‌ خود را از دست‌ داده‌ و مصالح‌ مورد نیاز آن‌ که‌ از افریقا و هند تأمین‌ می‌شده‌ کم‌تر در دسترس‌ بوده‌ وساکنین‌ اصلی‌ شهر شروع‌ به‌ ترک‌ آن‌ و مهاجرت‌ به‌ سایر نقاط کشور کرده‌اند. پس‌ از جنگ‌ دوم‌ جهانی‌ این‌ مسئله‌ شدت‌ گرفته‌ و پس‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ نیز با تخریب‌ بیش‌ از یک‌ چهارم‌ این‌بافت‌ توسط اداره‌ی‌ بندر سیر صعودی‌ این‌ مهاجرت‌ و تخریب‌ شدت‌ چند برابر یافته‌ و هم‌ اکنون‌ به‌ صورت‌ نیمه‌ ویرانه‌ای‌ درآمده‌ است‌.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 11:15  توسط علي خليجي  |  نظر بدهید

 

ديلُم ای دیلُم ...

نُوابی دل ببُرم ديرت آبُم دیلُم ای دیلُم

مُو پابندم نيابو  سیرت آبُم دیلُم ای دیلُم

تموم بچه ای مِن خُورلِت غرق خشی بيدُم

نه بی قیدُم که ایسو سیرت آبُم دیلُم ای دیلُم

شِلَمبولت کُشتم، تینکلتَ بی میوُک و میخ، گرفتُم دیلُم ای دیلُم

اگر بی قیدُل رهتِن، وِلت کردِن نيابی ساعتی که بی تو وابُم دیلُم ای دیلُم

نِمک خَردن نمکدون اِشکنادن رسم دنیایه، نمک پروردتُم، بیشتر محبت گیرت آبُم دیلُم ای دیلُم

هنی زخم کموتر بُغضه مِردل خوبُو داری، بده فرمون تا شُمشیرت آبُم دیلُم ای دیلُم

اگر گرده ی  تِنوب صد تکه وابوم پات ویسامه، سزاواری بسوزم سیت بوخنجیرت آبُم  دیلُم ای دیلُم

مثه داره مغُدر اَه تشُم دِه ن بی پر ایوسم. بره خاکشترم بی باد، اَه دلگیرت آبم دیلُم ای دیلُم

هوی گرمت گُل عشقی که مِن سینه مُو گُل داده

ایمیرُم سی نَمو خیست و گرما میرت آبَم دیلُم ای دیلُم

مثه کو بیکست بی تو وفا دارُم وایویسُم

یَه عمری ری وریت تا سیرِت آبُم دیلُم ای دیلُم

تو مِن تاریخِ وجدانِ مو آثاری وُ شُهنومی

کمونِ رستَمی خُم تیرت آبُم دیلُم ای دیلُم

فقیری ،بیکسی اما زمینت پُر وَالماسه

نکردی گله ای گاهی نگفتی رفتت آبُم دیلُم ای دیلُم

کبابی ری تَشَل اما چراغت خشک بی نفتی

مرادت نیده هیچ پیری نه تا خُم پیرت آبُم دیلُم ای دیلُم ...  

از اقاي تنگسيري برگرفته از وبلاگ ماهرويان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 21:23  توسط علي خليجي  |  نظر بدهید

هوای گریه با من، در سوگ قیصر ... هوای گریه با من در سوگ قیصر که خودش خلاصه خوبیها بود سید حبیب حبیب پور در رثای شاعر تازه درگذشته نوشت: چه سخت است که باور کنیم اتفاقی که سالها منتظر آن بودیم ، را باید به هم تسلیت بگوییم. شاعر صمیمی انقلاب پس از سالها رنج ، سرانجام سر بر شانه ی برادر سفر کرده اش سید حسن حسینی گذاشت و سالهای تنهایی اش را با او واگویه کرد و همانند او همصدا با حلق اسماعیل به پیغمبر تقدیر ، لبیک گفت . قیصر بزرگ ، نمونه ای از شاعرانی بود که آنچه که می باید ، گفت را گفت و آنچه می باید سرود ، را سرود. او که از منطقه محروم گتوند و از کنار رودخانه ی دز و کارون برخاسته بود ، همواره به جنوبی بودن خود افتخار می کرد و این را در سروده های خویش در دوران دفاع مقدس اثبات کرد . او در اوج بمبارانهای دزفول _ که او سالهای زیادی از عمر و تحصیل خود را در آن گذرانده بود _ با "شعری برای جنگ "، با مردم شهید داده اشک ریخت . به یاد دارم که او شعر می خواند و ستون های مسجد جامع از انفجار توپ های بعثی می لرزیدند ، بی آنکه صدای قیصر بلرزد. مجموعه " تنفس صبح " او در جبهه ها دست به دست می گشت و او همپای هنرمندان در کنار رزمندگان بود و به یاد دارم که با لباس خاکی بسیجی ، حسرت جا ماندن از شهدا را یادآور می شد: به بار عام شما هم مرا اجازه نداد چه گویم از که بگویم خدا اجازه نداد قرار بود شما تا خدا مرا ببرید شما قبول نکردید یا اجازه نداد ... چنان به دیدن تصویر خویش خو کردم که وقت رفتنم آیینه ها اجازه نداد او رمز جاودانگی را از فهمیده ها فهمیده بود . دلش که می گرفت رو به گنبد طلایی خراسان زمزمه می کرد : چشمه های خروشان تو را می شناسند موج های پریشان تو را می شناسند ... پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی ریگ های بیابان تو را می شناسند ... کاش منهم عبور تو را دیده بودم کوچه های خراسان تو را می شناسند از چشم عروسکی که خون آلود است قصه ی جنگ را می خواند . برای شهادت دلتنگی می کرد. دلش که به یاد کربلا می گرفت و می سرود : چند وقت است دلم می گیرد دلم از شوق حرم می گیرد مثل یک قرن شب تاریک است دوسه روزی که دلم می گیرد مثل این است که دارد کم کم هستی ام بوی عدم می گیرد گریه ام یعنی بارا ن بهار هم نمی گیرد هم می گیرد او مانند همیشه ساکت و سر به زیر مسافر شهر ستاره ها شد تا برای آنها شعر بخواند . او با ما نیست اما غم هست و اشک هست و دلتنگی شاعرانی که باید برای او بی تابی کنند . و از همه بیشتر بی قراری شاعران جوانی که امروز بیش از همیشه به او و نقدهایش نیازمندند. او که خود روزی شاعری شهرستانی بود که به تهران آمد و در زیر سایه اساتیدی همچون مرحوم مهرداد اوستا و استاد علی معلم و در کنار شاعران همنسل خود از جمله سید حسن حسینی ، سهیل محمودی و ساعد باقری و محمدرضا عبدالملکیان و سلمان هراتی و مصطفی رحماندوست و بیوک ملکی و جواد محقق و ... بالید ، همواره پناه صمیمی و جذاب جوانانی بود که می خواستند وارد عرصه ی ادبیات شوند و به دنبال دست نوازش و لبخندی زیبا از بزرگان شعر پس از انقلاب بودند و اینجا بود که قیصر نقش خود را به خوبی بازی کرد و چه بسیار ، با آنها می نشست . با حوصله ،اشعارشان را می شنید و با مهربانی آنها را نقد می کرد . و چقدر _ امروز _ این جوانان شاعر و علاقمند ، دلتنگند . تشنه ی آن مهر و لبخندند. بی تابتر از غنچه به نور خورشید . _____________ نمی دانم چرا از دیشب نغمه ی زیبای همایون شجریان را با خود زمزمه می کنم که : نبسته ام به كس ، دل . نبسته كس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من ز من هر آنكه او دور . چو دل به سينه نزديك به من هرانكه نزديك از او جدا جدا من نه چشم دل به سويي نه باده در سبويي كه تر كنم گلويي به ياد آشنا من ستاره ها نهفته در آسمان ابري دلم گرفته اي دوست هواي گريه با من " ... هوای گریه دارم " . بی آنکه بدانم باید برای قیصر اشک بریزم . امروز صبح هم که از کاکایی مصیبت زده می پرسم می گوید : همیشه باید خبرهای بد را باور کرد و ارمغان بهداروند از اندیمشک که همواره با افتخار به قیصر ، عشق می ورزید آهی می کشد که : حیف بود قیصر. به دزفول زنگ می زنم و کسی می گوید : چند روز دیگر قرار است دانش آموزان قدیمی دبیرستان جامع دزفول جمع شوند و از سالها پیش که در این دبیرستان بودند یاد کنند .دبیرستانی که روزی قیصر ، در آن تمرین شعر می کرد . اما این جمع کسی را کم خواهد داشت . کسی به نام دکتر قیصر امین پور را . --------------- راستی ، تو می روی _ ساکت و بی هیاهو _ و می دانی که : صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد نظرات كاربران: ▪ سلام من همه درگذشت دكتر قيصر امين پور را به همه تسليت مي گويم دكتر بهترين شعر را براي امروز سروده است ... روي ميز خالي من صفحه باز حوادث در ستون «تسليت ها» نامي از ما يادگاري▪ با عرض تسلیت فقدان این هنرمند عارف، مؤمن و انقلابی به جامعه هنری انشاءالله روح ایشان در جوار رحت واسعة الهی متنعم گردد . آمین▪ عروج قيصر شعر انقلاب را تسليت عرض مي كنم.▪ ياد و خاطره دكتر قيصر امين پور رو با اين شعر زيبا گرامي ميداريم : '' می مانی '' دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد مجنون تر از لیلی، شیرین تر از فرهاد ای عشق از آتش، اصل و نسب داری از تیره ی دودی، از دودمان باد از آب طوفان شد، خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش، در جان باد افتاد هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران هر کوه بی فرهاد، کاهی به دست باد هفتاد پشت ما از نسل غم بودند ارث پدر ما را، اندوه مادرزاد از خاک ما در باد، بوی تو می آید تنها تو می مانی، ما می رویم از یاد . خدايش بيامرزاد▪ یک قافله مسافر و این بوالعجب همه از بهر آنکه رسیده است گریه می کنند. روحش با امام شهیدان و شهیدان امام محشور باد.▪ به یاد شادروان قیصر امین پور: وقتی جهان از ریشه جهنم آدم از عدم و سعی از ریشه های یأس می آید. وقتی یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل می نماید باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بیطرفی مثل نان دلبست نان را از هر طرف که بخوانیم نان است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:21  توسط علي خليجي  |  نظر بدهید

مشکلات و معضلات شهرستان ديلم به يکي، دو مورد ختم نمي شود. وضعيت نامطلوب بهداشتی،درمانی، شرايط بد شهری به لحاظ زيرسازی و آسفالت خيابان ها و معابر، عدم کارايي سيستم مديريت اداری و شهری، نبود تخصص لازم در بين کارمندان و مديران ادارات و نهادهای دولتی شهرستان، کمبود شديد کارشناسان توانمند و لايق در ادارت و دستگاههای اجرايي شهرستان، عدم توسعه زيرساختهای اساسی در شهرستان، عدم توسعه عمران و آبادانی در سطح شهرستان و پايين بودن سطح فرهنگ شهروندان و بی توجهی تام و تمام آنان به وضعيت شهر و شهرستان خود و .... بخشي از هراران معضل و مشکلات امروزی شهرستان تاريخي و سراسر کمبود ديلم است. در اين ميان قصد داريم در اين پست به يکي ديگر از هزاران مشکل فراروی شهروندان ديلم بپردازيم. با ما همراه باشيد... در حالی که دولت رويه مثبت و مناسبی را در امر ساماندهی آرد و نان کشور در پيش گرفته و عزم جدی برای رفع معضلات قديمي و بهبود کيفيت و سلامت غذای اصلی مردم را دارد. و هر روز در هر نقطه از کشور پهناور ايران شاهد راه اندازی و بهره برداری از کارخانجات جديد التاسيس آرد هستيم. با نيم نگاهی گذرا به مرغوبيت نان (غذای اصلی و اساسی) شهروندان در ديلم در مقايسه با ديگر نقاط ايران و حتی همسايگان دور و نزديک شهرستان ديلم همچون بهبهان و ديگر شهرستانهای مجاور می توان به وضعيت بسيار نامناسب و نامساعد پخت نان در شهرستان ديلم پي برد. نان بعنوان اصلی ترين محصول مصرفی در سبد غذايي خانوارهای ايرانی که بيشترين نقش را در تأمين انرژی عهده دار است. در شهرستان ديلم در پايين ترين کيفيت از سوي خبازيهای شهرستان تهيه و به فروش مي رسد. هم اکنون بالغ بر 21 نانوايي در شهرستان ديلم کار پخت نان را بعهده داشته که علاوه بر نامساعد و نامناسب بودن وضعيت بهداشتي آنها و عدم نظارت بر وضعيت موجود چه به لحاظ بهداشتي و چه به لحاظ نظارت بر عملکرد پخت و مرغوبيت نان، موجب پخت نامرغوب و نامناسب نان در شهرستان ديلم شده است. عمده ترين مشکلات نان و نانوائيهای شهرستان ديلم را مي توان در موارد ذيل خلاصه نمود: · کيفيت بسيار پايين پخت نان در اکثر خبازيهای شهرستان. · بالا بودن ميزان ضايعات نانهاي پخت شده در دیلم. · بی توجهی در اختلاط گندم در برخی از کارخانه های آرد.و نامرغوبی آرد تحويلی به خبازيها. · بی توجهی متصديان و شاغلين در نانوايي ها به کيفيت پخت نان در نانوائيهاي شهرستان. · مستقيم بودن حرارت در توليد نان های شهرستان . · نبود نيروی ماهر و آموزش ديده در نانواييهای شهرستان . · عدم نظارت دقيق بر عملکرد نانواييها از سوي دستگاههای مربوطه بويژه دبیرخانه آرد و نان شهرستان، بعنوان مستقيم ترين نهاد متولی نظارت بر عملکرد آنها. · بی توجهی به چگونگی پخت مناسب و صحيح نان در شهرستان. · استفاده از ماشينها و دستگاههای گازوئيل سوز قدیمی در پخت نان که باعث اثرات نامطلوب بر پخت نان می گردد. · استفاده از جوش شيرين در پخت برای عمل آوری خمير نان. و عدم عمل آوری صحیح خمیرنان. بالاخره مشکل و معضل کيفيت نامرغوب نان در ديلم برای شهروندان بی توجه به امور شهرستان همچون هزاران مشکل و معضل ديگر به صورت عادتی روزمره تبدیل گشته که با آن کنار آمده اند.... اين کنار آمدن با مشکلات و قناعت بد شهروندان نيز خود معضلی از معضلات جامعه بی تفاوت ديلم است... با این روند علاوه بر لاینحل ماندن معضلات و مشکلات کنونی باید هر روز شاهد بروز دیگر مشکلات در سطح جامعه بود...
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 13:46  توسط علي خليجي  |  نظر بدهید

بنا بر گزارش سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر که در جلسه مدیران مناطق اعلام شدشهرستان دیلم مقام اول قبولی کنکور۸۶ رادر بین مناطق ۱۷ گانه استان کسب نموده است .با تبریک به کلیه دست اندرکاران آموزشی این شهرستان، موفقیت دانش آموزان این منطقه را در عرصه های مختلف از خداوند منان خواستاریم. مدیریت آموزش وپرورش شهرستان دیلم
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 13:42  توسط علي خليجي  |  نظر بدهید

فرصت هایی که از دست می روند... روز گذشته، حاج نعمت الله صادقي، يكي از گنجينه هاي تاريخ شفاهي ديلم به ديار باقي شتافت. مرحوم صادقي علاوه بر احاطه عجيب بر تاريخ ايران در سده هاي مختلف، آشنايي كاملي با گذشته ديلم، بزرگان ديلم درگذشته ، حدود و ثغور ديلم در ساليان دور و حوادث مشهور و گاه غير مشهور اين شهر در سالهاي دور و نزديك داشت. آنچه مرا به نوشتن اين پست وادار كرد دريغ و افسوس در از دست رفتن چنين فرصتهايي است. كاش در زمان حيات اين مرد بزرگ تني چند از اهل فن و عاشق تاريخ گذشته ديلم، طي چند نوبت مصاحبه تخصصي، اطلاعات ذيقيمت اين انسان فرهيخته را به رشته تحرير در مي آوردند و با چاپ اين مجموعه مصاحبه ها در قالب كتاب و يا كتابهايي چند، ميراث ارزشمندي بر جاي مي گذاشتند. ميراثي كه سالها بعد و سالياني كه در پي خواهند آمد بر ارزش و قيمت آن مي افزود. چنين فرصتهايي به تعداد انگشتان دست و از دست رفتنشان قريب الوقوع است. پس چه بهتر كه تا يك به يك اين گنجينه هاي تاريخ شفاهي ديلم از دست نرفته اند اطلاعات ذيقيمت و گاه منحصر به فردشان را به كتابت درآريم و ميراثي بر جاي بگذاريم هم براي آيندگان و هم پژوهشگران تاريخ ديلم وبلگ تنوب اين ضايعه را به خانواده و بستگان ان روانشاد تسليت مي گويد
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 13:40  توسط علي خليجي  |  نظر بدهید

چند مدتیست که شبکه سوم سیما در هنگام های نماز و اذان، یادواره ای از شهدای استان بوشهر پخش می کند، که خود شاهد یادواره شهید کنارکوهی از دیلم بودم. در اینجا بایاست که بر همین پایه از شهدای گرانقدری که جان شیرین خود را با حفظ تمامیت ارضی و آبروی ایران معامله کردند، یاد کرده و به احترام خون آن ها هم قسم شویم که حاصل خون آن ها را پاس داشته و خاک و آبروی ایران را نگه داریم. جا دارد به روح بزرگ همه شهداي بزرگواري كه براي حراست از حريم آرمانهاي بلند اعتقادي و شرف و ناموس و خاك پاك ايران اسلامي رخ در نقاب خاك كشيدند درود و صلواتي نثار كنيم و از شميم عطر يادشان در زمهرير نامردميها روحمان را صيقل و جلا بدهيم
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 19:1  توسط علي خليجي  |  نظر بدهید

خبرگزاري فارس:حدود 75 راننده تاكسي تلفني شهر بوشهر به دليل آنچه عدم تحويل سوخت خود عنوان كردند امروز مقابل شوراي شهر و سپس استانداري بوشهر تجمع كردند. به گزارش خبرگزاري فارس از بوشهر، اين عده صبح امروز ابتدا در مقابل شوراي شهر بوشهر تجمع كردند و زماني كه مذاكره آنها با اعضاي شوراي شهر بوشهر در رابطه با تحويل سهميه سوخت آنها نتيجه نداد به سمت استانداري بوشهر حركت كردند و با توقف مقابل استانداري بوشهر براي دقايقي عبور و مرور در خيابان امام خميني (ره)مختل شد.اما پس از مدتي با حضور مامورين راهنمايي و رانندگي عبور و مرور به حالت اوليه خود بازگشت. به گفته چند تن از اين رانندگان،كارت سوخت بسياري از رانندگان هنوز صادر نشده و عليرغم اين موضوع،حدود دو هفته است كه سهميه سوخت آژانسهاي تاكسي تلفني به آنها تحويل داده نمي شود. اين در حالي است كه چندي پيش با دستور استاندار بوشهر سهميه سوخت آژانسها ساماندهي شد و به صورت هفتگي به آنها تحويل داده مي شد. مشاور استاندار بوشهر در همين رابطه امروز در گفت وگو با خبرنگار فارس در بوشهر گفت:حدود 2831 كارت سوخت متعلق به رانندگان آژانسها صادر نشده كه با پيگيري هاي به عمل آمده اين كارت ها تا 10 روز آينده تحويل استان داده مي شود. اسماعيل كاظمي افزود: پس از دريافت كارتهاي سوخت، رانندگاني كه شرايط اعلام شده از سوي راهنمايي و رانندگي را داشته باشند كارت سوخت به آنها تحويل داده مي شود. عضو شوراي شهر بوشهر نيز در اين رابطه امروز به خبرنگار فارس در بوشهر گفت:مشكل اصلي مربوط به لاشه كارتهاي سوخت است و اين موضوع هم به دليل وارداتي بودن اين كارتهاست. مسعود شكوهي افزود:در حال حاضر 800 كارت سوخت در اختيار راهنمايي و رانندگي است كه به رانندگان واجد شرايط داده مي شود. وي با اشاره به اينكه دليل عدم تحويل سوخت در اين دو هفته محدوديت در رابطه با حواله بنزين است اظهار داشت:در حال حاضر كارت سوخت 1270 نفر از رانندگان تاكسي تلفني در بوشهر صادر نشده است.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 18:53  توسط علي خليجي  |  نظر بدهید