شهيد پیرزاد قائدرحمتی معروف به رضا رحمتی
شهيد پیرزاد قائدرحمتی معروف به رضا رحمتی
23/11/1364
منا لمومنین رجال صدقوما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحنه و منهم من ینتظرو ما بدلو تبدیلا
از مومنان کسانی هستند که با خدای خود پیمان بسته اند و سپس برخی از آنها ایستادگی کردند تا در راه خدا به شهادت رسیدند و به پیمان خویش وفادار مانند . سپاس خداوندی را سزاست که بزرگتر و والاتر از آن است که بتوان وصفش نمود و درود بر محمد که برگزیده خداست که به وسیله قرآن ما را از ظلمت و تاریکی برهاند . و درود و سلام بر پیشگاه ولی عصر (عج) و نایب بر حقش خمینی بت شکن این اسوه زمان و این رهبر آگاه امامی که فریادش فریاد جهان خواران را در سینه ها یشان خفه کرده است و می کند و سلام بر شهیدان راه حق از کربلای حسینی تا کربلای خمینی و سلام بر امت همیشه بیدار و در صحنه حاضر امروز زمانی است که باید دین حسین زنده گردد و زمانی است که کفروا لحاد بر کشور جمهوری اسلامی ایرات ـ وحشیانه یورش آورده است و بر مرزهای کشور و رسول حمله نموده است امروز زمان آن است که باید به هل من ناصر ینصرنی حسین پاسخ مثبت داده شود و باید بگوئیم ای حسین جان اگر ما در کربلا نبودیم تا تو را یاری کنیم ولی امروز به ندای امام عزیزمان که می گوید به جبهه ها بشتابید لبیک می گوییم و جان ناقابل خود را فدا می کنیم پس از برادران چه معامله ای که خون بدهی و خونبهایت خدا باشد و چه بهتر که در میدان کارزار بدن ما را تکه تکه کنند و خدایا می ترسم از اینکه بدنم را تکه تکه نکنند و سالم باشم و پیش رهبرم (حسین( ع) ) خجالت زده شوم .
اما پیام من به خواهران و برادران این است که به نجات اسلام بشتابید و به پشتیبانی قاطع و بی دریغ خود را از امام امت ادامه دهید تا اسلام به تمام نقاط برسد . ان شاء الله و اما وصیتم به خاواده ام این است که بدهی بانکی مرا با فروش کارخانه ادا نمایند خانه و مغازه هایم را بین شش بچه ام تقسیم نمایند و از راه اجاره دکان با هم امرار معاش کنید و از خمس دکان 800 تومان بدهکارم بپردازید وکیل من حبیب رحمتی است دیگر عرضی نیست به امید دیدار در روز قیامت و حبیب موظف است با مادرش رفتار خوبی داشته باشد .
والسلام
پیرزاد قائدرحمتی
یاد یاران
سردار رشید سپاه اسلام شهید پیرزاد قائدرحمت
شهید عزیز پیرزاد قائدرحمت در سال 1311 در روستای گلدره منطقه زاغه متولد شد . تحصیلات خود را با مشکلات تا پایان کلاس ششم ادامه داد و سپس برای کمک به معیشت خانواده به شهرستان کرمان رفت و در آن شهر به کار مشغول شد .
با شروع انقلاب به انقلابیون پیوست و به محض پیروزی انقلاب به بسیج پیوست و تا سال 1367 به رزم و مجاهدت با کفار بعثی ادامه داد و با توجه به تجارب ارزنده رزمی به سمت فرماندهی گردان منصوب شد و بالاخره در دومین روز از شلمچه بر اثر اصابت ترکش سرفرازانه به دیدار معبود خویش شتافت .
آن شهید عزیز در بخشی از وصیت نامه اش آورده است :
«... در لبیک به امام عزیز جان خود را فدا می کنیم ... چه معامله ای از این بهتر که خونبهایت خدا باشد و در میدان کاروزار و جهاد به ملاقات با او بروی ... خدایا می ترسم بدنم تکه تکه نشود و در مقابل رهبرم امام حسین علیه السلام خجل زده شوم ... خواهران و برادران قاطعانه پشتیبان امام اسلام باشید ... » .
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
واحد تحقیق و پژوهش بنیاد شهید و امور ایثارگران دورود
بسم رب الشهدا و الصدیقین
شهید پیرزاد قائدرحمتی رد سال 1311 در روستای گلدره از تواعب بخش زاغه شهرستان خرم اباد به دنیا آمد تحصیلات خود را تا کلاس ششم ابتدایی با مشکلات زیادی ادامه داد پس از آن جهت کمک به معیشت خانواده ، راهی شهرهای مختلف گردید عاقبت در شهرستان کرمان ماندگار شد و پس از سالها تلاش موفق شد مغازه نانوایی دایر کند با شروع انقلاب اسلامی، با توجه به روحیه مذهبی که داشت به صفوف مردم پیوست و در تظاهرات و راه پیمائی ها شرکت فعال داشت . با شروع جنگ تحمیلی به بسیج سپاه پیوست و رد عملیتهای مختلف شرکت نمود. با علاقه و پشتکاری که داشت پس از کسب تجارب رزمی و آموزش های مختلف فرماندهی گردان را بر عهده گرفت و با وجود عائله زیاد، مدت 7 سال در جبهه ها به نبرد با دشمنان میهن اسلمی مشغول شد .
این شهید عزیز پس از عمری مجاهدت عاقبت در تاریخ 2/3/67 در منطقه شلمچه مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به فیض والای شهادت نائل آمد .
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
كار بران گرامي بعد از بازديد نظرات خود را با ما در قسمت هرچه دل تنگت مي خواهد بگو - درميان بگذاريد .
به ياد طبقه دوم اي دوست